
دختری هستم به سن سی و سه * فارغ از درس و کلاس و مدرسه مدرک لیسانس دارم در زبان * دارم از خود خانه و جا و مکان مرغم و خواهم زبهر خود خروس * مانده ام در حسرت تاج عروس مبل و اسباب و لوازم هر چه هست * پنکه و سرویس خواب و فرش و تخت هست موجود و جهازم کامل است * پول نقد و زانتیا هم شامل است هرچه گوئی هست و تنها شوی نیست * برسرم گیسو و زلف و موی نیست ترسم از بی شوهری گردم تلف * بر دهانم آید از اندوه کف کاش جای این همه پول و پِله *گیر میکرد شوهری توی تله میشدم عبد و کنیز شوی خود * می نمودم چاره د...
ادامه مطلب
خوشا به حال لک لکا که عشقشون قاف نداره خوشا به حال لک لکا که مرگشون گاف نداره خوشا به حال لک لکا که خوابشون واو نداره خوشا به حال لک لکا که لک لکن... که لک لکن! با بالای سپیدشون تو آسمون پر می زنن رها و شاد، بی دغدغه... هر جا بخوان سر می زنن اوج می گیرن تو آسمون تو آسمون بی نشون... سر به هوا به عشقشون از عشق، پرپر می زنن. حسین پناهی...
ادامه مطلب