پایگاه سر گرمی تفریحی زمونه

متن مرتبط با «شعر طنز» در سایت پایگاه سر گرمی تفریحی زمونه نوشته شده است

داستان كوتاه طنز ( اسب )

  • نیلوبلاگ

    اسب یه روز یه آقایی نشسته بود و روزنامه می‌خوند که زنش یهو ماهی تابه رو می‌کوبه سرش. مرده میگه: برا چی این کارو کردی؟ زنش جواب میده: به خاطر این زدمت که تو جیب شلوارت یه تیکه کاغذ پیدا کردم که توش اسم "جنى" نوشته شده بود ... مرده میگه: وقتی هفته پیش برای تماشای مسابقه اسب‌دوانی رفته بودم اسبی که روش شرط بندی کردم اسمش "جنی" بود. زنش معذرت خواهی می‌کنه و میره به کارای خونه برسه. سه روز بعدش مرد داشت تلویزیون تماشا می‌کرد که زنش این بار با یه قابل...

    ادامه مطلب
  • داستان كوتاه طنز ( دو دیوانه )

  • نیلوبلاگ

    دو دیوانه فرهاد و هوشنگ هر دو بیمار یک آسایشگاه روانى بودند. یکروز همینطور که در کنار استخر قدم مى زدند فرهاد ناگهان خود را به قسمت عمیق استخر انداخت و به زیر آب فرو رفت. هوشنگ فوراً به داخل استخر پرید و خود را در کف استخر به فرهاد رساند و او را از آب بیرون کشید. وقتى دکتر آسایشگاه از این اقدام قهرمانانه هوشنگ آگاه شد، تصمیم گرفت که او را از آسایشگاه مرخص کند. هوشنگ را صدا زد و به او گفت: من یک خبر خوب و یک خبر بد برایت دارم. خبر خوب این است که مى توانى از آسایشگاه بیرون بروى، زیرا با پر...

    ادامه مطلب
  • داستان كوتاه طنز ( آفرینش انسان )

  • نیلوبلاگ

    آفرینش انسان روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان  نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد. دو روز بعد دختر همین سوال رو از پدرش پرسید. پدرش پاسخ داد: 'خیلی سال پیش میمون ها تکامل یافتند و نژاد انسان ها پدید اومد..' دخترک که گیج شده بود نزد مادرش رفت و گفت:مامان  تو گفتی خدا انسان ها روآفرید ولی بابا میگه انسان ها تکامل یافته ی میمون ها هستند...من که نمی فهمم! مادرش گفت: عزیز دلم خیلی ساده ا...

    ادامه مطلب
  • اشعار طنز ( دختري هستم )

  • نیلوبلاگ

    دختری هستم به سن سی و سه * فارغ از درس و کلاس و مدرسه مدرک لیسانس دارم در زبان * دارم از خود خانه و جا و مکان مرغم و خواهم زبهر خود خروس * مانده ام در حسرت تاج عروس مبل و اسباب و لوازم هر چه هست * پنکه و سرویس خواب و فرش و تخت هست موجود و جهازم کامل است * پول نقد و زانتیا هم شامل است هرچه گوئی هست و تنها شوی نیست * برسرم گیسو و زلف و موی نیست ترسم از بی شوهری گردم تلف * بر دهانم آید از اندوه کف کاش جای این همه پول و پِله *گیر میکرد شوهری توی تله میشدم عبد و کنیز شوی خود * می نمودم چاره د...

    ادامه مطلب
  • هديـهu200cای بـرای هـمسـر آينـده (داستان طنز)

  • نیلوبلاگ

      هديـه‌ای بـرای هـمسـر آينـده (داستان طنز) خواستم برای جشن تولد نامزدم هدیه‌ای بفرستم به همین خاطر از خانم خوش پسندی که یکی از همکارانم بود خواستم تا از مغازه جنب اداره یک جفت دستکش بسیار اعلا انتخاب کند تا برایش بفرستم … پس از خرید، خانم خوش پسند هم برای خود یک جفت شورت انتخاب کرده و پس از اینکه هر دو بسته‌بندی آماده شد پول را به صاحب مغازه دادیم و هنگام تحویل غافل از اینکه شاگرد خرازی ب...

    ادامه مطلب
  • انتقام پسرک ( داستان کوتاه طنز +18 )

  • نیلوبلاگ

        انتقام پسرک ( داستان کوتاه طنز +18 )   یک روز پسری دوازده ساله که لاک پشت مرد ه ای را که ماشین از رویش رفته بود را با نخ می کشید وارد یکی از خانه های "فساد" اطراف آمستردام شد و گفت: - من می خواهم با یکی از خانم ها س . ک . س داشته باشم. پول هم دارم و تا به مقصودم نرسم از اینجا نمی روم   گرداننده آنجا که همه "مامان" به او می گفتند و کاری با اخلاقیات و اینجور حرفها نداشت اندکی فکر کرد و گفت:   - باشه یکی از دخترها رو انتخاب کن   ...

    ادامه مطلب
  • آرزوهای یک زن!!!(داستان کوتاه طنز)

  • نیلوبلاگ

                        آرزوهای یک زن!!!(داستان کوتاه طنز)   خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد...... قورب...

    ادامه مطلب
  • داستان طنز - خاله سهيلا

  • نیلوبلاگ

      داستان  طنز - خاله سهيلا مامان خسته از سر كار مياد خونه و علي كوچولو ميپره جلو ميگه: سلام مامان مامان: سلام پسرم علي كوچولو: مامان امروز بابا با خاله سهيلا اومدن خونه و رفتن تو اتاق خواب و درو از روي خودشون قفل كردن و u3000 .... مامان: خيلي خوب عزيزم هيچي ديگه نميخواد بگي، امشب سر ميز شام وقتي ازت پرسيدم علي جان چه خبر بقيه اش رو جلوي بابا تعريف كن . . . . سر ميز شام پدر با اعتماد به نفس در كانون گرم خانواده مشغول شام خوردنه كه مامان ميگ...

    ادامه مطلب